ترکم مکن ای عشق من بی همزبانم
تنها تویی ای نازنین آرام جانم
اینجا کسی در سینه اش رویا ندارد
دل را سپردن تا ابد معنا ندارد
سر در گریبانم کسی هم درد من نیست
ای زندگی همزاد من کیست؟
از عشق جز آوارگی چیزی ندیدم
از فصل هایدوستی من دل بریدم
این زندگی دیگر سروسامان ندارد
دیگر به عشق من کسی ایمان ندارد
دیگر نمی دانم که را باید صدا کرد
این قلب را تا کی به طوفان بلا کرد
من باغبان فصل های انتظارم
تو خوب می دانی من اینجا بی قرارم.
باران از راه رسید !
عشق را دوباره در مزرعه خالی تنم پروراند.
زندگی را در آسمان آبی چشمانش حس کردم .
ناگهان ... پاییز عشقش از راه رسید.
آری.. رفت.
ولی هنوز ،قلبم برای اوست.
سر کلاس ریاضی بودیم که استاد آمد و دو خط موازی روی تخته کشید.خط پایینی نگاهی به
خط بالایی کرد و عاشقش شد ،خط بالایی هم عاشق خط پایینی شد ،در همین هنگام بود که
استاد گفت:دو خط موازی گر چه فاصله شان از همدیگر کم باشد ولی هرگز به هم نمی رسند.
|